رنک الکسا شما بروز شد : 0 حافظ عبدالکریمی Hafez Abdolkarimi

حافظ عبدالکریمی Hafez Abdolkarimi

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
تصور می‌کنم مسیر بنده مانند خیلی دیگر از معماران، تمایل به نوعی مکاشفه هست که در بعضی جاها منتقد هنجارها و قاعده هاست، منتقد آنچه که وجود دارد یا گاهی حتی وجود ندارد!... و ناچار است که متفاوت باشد و فاصله بگیرد و این انفصال و جدایی به نظر من لازمه هر عمل خلاقیت+در+خلاقیت+در+معماری/">معماری/">هنرمندانه‌ای است.  زبان ساده و متعارف, نیازی به توضیح بیشتر ندارد. زبان سخت و مبهم اندیشیدن اگر نتواند موضع اش را روشن کند در معرض خطر شارلاتانیسم و عوام فریبی و... قرار می گیرد. شما خواه یک نویسنده باشید و یا شاعر یا خلاقیت+در+خلاقیت+در+معماری/">معماری/">فیلمساز، آنچه را که هستید ادیبانه و با الفاظ می‌سازید. این ساختن، خلق یک هویت است؛ هویتی که شما می‌توانید داشته باشید... به تصور من اولین کار برای یک دانشجوی خلاقیت+در+معماری/">معماری خارج از دنیای خلاقیت+در+خلاقیت+در+معماری/">معماری/">دانشگاه، فرموله کردنِ گذشته و هویت خود اوست، اینجاست که من خلاقیت+در+معماری/">معماری را در نظام ارزشها قرار می‌دهم. من احساس می‌کنم اینکه بیان شود عبدالکریمی همیشه منتقد است گاهی اوقات تلاشی ست برای به حاشیه کشاندن و به نوعی قرنطینه کردن من! خلاقیت+در+معماری/">معماری یا هر خلاقیت+در+خلاقیت+در+معماری/">معماری/">هنر دیگری نیازمند یک جور فاصله با زندگی نرمال و هنجارهاست، فاصله از رفتار و قاعده کلی چیزها. یک سوال مطرح می‌شود
نویسنده : بازدید : 46 تاريخ : سه شنبه 7 دی 1395 ساعت: 22:25
برچسب‌ها :
  برای فیدل آخرين انقلابي پايان انقلاب‌هاي جهان را ديد و مُرد! چِه (چگوارا) فیدل را ترک گفت چون که نمی خواست به یک مدیر تکنوکرات تبدیل شود چون اساس تفکراتش انقلاب بود مبارزه بود مبارزه با نظام فاسد سرمایه داری امریکا. لذا رهسپار بولیوی شد تا انقلابی دیگر را در آمریکای لاتین سامان دهد و ناکام ماند و جان بر سر آن بگذاشت. انصافا سرمایه داری جهان را به صورت خویش ساخته است. فیدل در زمانی‌ قدرت را در کوبا به دست گرفت که آن جزیره‌ بهشتِ مُشتی مفت خور آمریکایی‌ بود که گند و کثافت خود را به شکل کازینو‌ها و فاحشه خانه‌ها در آن جا بنا کرده بودند، تمامی‌ دهقانان کوبایی تحت ستم اربابان محلی و شرکت‌های تولید میوه و نیشکر آمریکایی بودند، فیدل زمانی‌ که قدرت را در آن سامان به دست گرفت حتی در خود آمریکا هم محبوب مردم بود و همه جا در زمانی‌ که برای سخنرانی‌ در سازمان ملل به نیویورک رفت مورد استقبال فراوان قرار گرفت، او حتی برای اقامت به یک هتل درجه سوم در منطقه هارلم که مرکز سیاه پوستان بود رفت و این نشان دهنده خصلت مردمی او بود، امپریالیسم آمریکا در ابتدا فکر می کرد که می تواند یک «باتیستا» جدید از فی
نویسنده : بازدید : 10 تاريخ : يکشنبه 28 آذر 1395 ساعت: 10:16
برچسب‌ها :
در این ایام در اوقات فراغت هنگامی که مناظرات و گفتگوهای کلینتون و ترامپ را مرور می کردم به این نتیجه رسیدم الیت ها و نخبگان شکست سختی خورده اند! آنجا که چنین مسائل مهمی در چنین کشورهایی با اینچنین جاهلان و شیادان و به راستی لُمپَنان پیش می رود وای به حال دیگر کشورها!صدها و شاید هزاران هزار خبرنگار در سرتاسر جهان جمع می شوند که یک شو ببینند و شومن ها بمانند دلقک هایی در شمایل دو آدم میانسال پولدار، به رسوا کردن هم می پردازنند و از فساد اخلاقی و ... هم به صورت کودکانه پرده بر می دارنند! به راستی چرا جهان در چنان وضعیت مبتذلی به سر می برد آنهم در کشوری که در
نویسنده : بازدید : 6 تاريخ : جمعه 14 آبان 1395 ساعت: 1:06
برچسب‌ها :

میخوام همه چیزو به خدا بگم... این آخرین جمله ای بود که کودک سه ساله ی سوری پیش از مرگ گفت...
.

#امپریالیسم_غربی #استعمار_غربی #استثمار_غربی #سهم_خواهی_خاورمیانه #سهم_خواهی_سعودی #نه_به_جنگ
.
#سوریه #عراق #فلسطین #یمن #افغانستان #خاورمیانه_در_خون

نویسنده : بازدید : 6 تاريخ : سه شنبه 4 آبان 1395 ساعت: 11:01
کافکا حرف جالبی دارد: «چیزی را که باید از باطنت سرچشمه بگیرد نمی توانی از خارج به دست بیاوری» هنرمند هرگز به قصد بیان پیام خاصی دست به خلق اثری نمی زند. این پیام باید از اعماق جان او بجوشد. تعهد اگر در ذات هنرمند بود در هر اثری که از او خلق شود موفق خواهد بود. گل اگر بویی دارد نمی تواند پنهانش کند. اگر پشت شیشه ای سبز قرار گیرید جهان را از پشت آن تنها در ترکیبات گوناگونی از رنگ سبز میبینیم. اِشکال کار معماران، نویسندگان یا نقاشانی که می کوشند به تناسب شرایط و اوضاع و احوال چیزی بیافرینند و توفقیق و موفقیت بدست نمی آید در همین است. خودجوش نیستند و کالا را ب
نویسنده : بازدید : 7 تاريخ : جمعه 2 مهر 1395 ساعت: 2:06
برچسب‌ها :
اگر چه پست مدرنیسم اهمیت تکنولوژی را نفی نمی کند و عصر تکنولوژی پیشرفته از خصیصه های بارز عصر پست مدرن محسوب می شود. اما نگرش اش با مدرنیسم متفاوت است; تکنولوژی فاعل و طبیعت مغعول است. تکنولوژی در جهت ضدیت با طبیعت است.همچنان که تکنولوژی باعث تغییر شکل طبیعت می شود باعث تغییر شکل رفتار و انگیزه در انسان و جامعه می شود.هایدگر ماهیت تکنولوژی را گِشتِل (Gheshtel) می نامند. گشتل به زبان آلمانی به معنای قاب دور عکس، یا قفسه ی کتاب می باشد. از نظر هایدگر گشتل یعنی ماهیت تکنولوژی ماهیتی که خصوصیت تعرضی نسبت به انسان دارد. و انسان در چارچوب آن قرار می گیرد. به عقیده
نویسنده : بازدید : 9 تاريخ : جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 11:26
«وَمَآ أَدْرَىٰكَ مَا لَيْلَةُ ٱلْقَدْرِ »

و تو چه می دانی اِمشب چه شبِ بزرگی ست.

نویسنده : بازدید : 7 تاريخ : جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 11:26
به نظر من، در دوران زندگی يک معمار سه دوره مهم وجود دارد: اولين دوره دوران گمگشتگی است که شامل جوانی و دوران تحصيل می شود. يک پروژه عالی می کشيم با يک ماکت فوق العاده. نمره عالی هم میگيريم و ديگر در آسمانها سير می کنيم و به همه از بالا می نگریم و تمام کارها را نقد می کنیم! ولی درواقع تمامی آن خوابی بوده که کمتر چيزی به معنويت شما اضافه کرده است! دوره دوم زمانی است که تدريجاً، اگر لايق و باذوق باشيد، به پختگی می رسيد ولی هنوز کماکان کسی به شما اطمينان نمی کند چون هنوز موهايتان به طور کامل سفيد نشده! در اين دوره، جهان واقعی و معماران باارزش را کشف می کنيد، ب
نویسنده : بازدید : 9 تاريخ : جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 11:26
برچسب‌ها :
معماری فردا خطی نخواهد بود. با يک علم يک بعدی تک رشته ای ديگر نخواهيم توانست انرا درک کنيم، روند استدلالی منظم جای خود را به کليتی جامع تر خواهد داد و ان هم کثرت و پيچيدگی علوم جديد در کنار معرفت های شهودی است.الگوواره جديد در چند لايه متفاوت حرکت و عمل می کند و از ان جايی که معماری مدرن همراه با جزييات و خلاصه نگری بوده معماری فردا(هزاره سوم) معماری ای خواهد بود کثرت گرا، متغير همراه با هم زيستی کليه عناصر مفهومی تمدن بشری و عناصر ترکيبی شکل دهنده معماری که از مصالح و از پوسته های سبک و شفاف تشکيل خواهد شد، که در ان مرز بيرون و درون کم رنگ شده و طبيعت، ه
نویسنده : بازدید : 7 تاريخ : جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 11:26
مورخین فلسفه، زندگی شوپنهاور را راهی دراز برای کشف حقیقت نامیدند. شوپنهاور می گفت که زندگی رنج است و نجات فقط از طریق «هنر» ممکن است و اخلاق براساس احساس همدردی با دیگران بوجود می آید و چون تمام زندگی رنج است، هرکس باید با دیگران همدردی کند، و انسان باید تا آنجا که ممکن است به دیگران کمک کند، چون عشق یعنی ابراز همدردی، و چون آدم معمولی نمی تواند با مرگ رفیق شود، او بدنبال کشف فلسفه و الهیات رفته است. وی می گفت که شوق او برای فلسفه به سبب تعجب اش پیرامون جهان، یعنی قدیمی ترین انگیزه فلسفه بافی بود. درنظر شوپنهاور انسان باکمک «لذت هنری» وارد جهانی آزاد م
نویسنده : بازدید : 9 تاريخ : جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 11:26
صفحه قبل 1 2 صفحه بعد